+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۵:۲۹ ب.ظ توسط farhad
|
به نام خداوندی که اشک را آفرید تا آتش جنگل های عشق را خاموش کند.
****نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم
به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم*****
======================= گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
======================= به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی
======================= مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم ======================= زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!! -_-_-_-_-_-_-_-_-__-_-_-_-_-_-_-_-_-
باران باش و ببار و نپرس پیاله های خالی از آن کیست !