دوستت دارم
در فراقت آن قدر اشک ریختم که دگر اشکی ندارم
حال که این همه میانمان فاصله افتاده
تنها این خاطراتی که از تو دارم
شوق زندگی را در مجمر وجودم زنده نگه داشته
همیشه اون چیزیو که آدم فکر میکنه نمیشه
چرا این دهر(روزگار) این قدر سر ناسازگاری با ما دارد
ولی به این امید دارم
که در پس هر سختی ورنج راحتی و شادی بنهفتست
با تمام وجود و از ته قلب میگویم
به اندازه خودت دوستت دارم چون همانندی نداری.
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱ ق.ظ توسط farhad
|
به نام خداوندی که اشک را آفرید تا آتش جنگل های عشق را خاموش کند.